شناخت

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق ان شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

گفت : یا رب از چه خوارم کرده ای؟

بر صلیب عشق دارم کرده ای؟

خسته ام زین عشق دلخونم نکن

من که کجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و این لیلیت من نیستم !

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

 

خداوندا در این ماه عزیز توفیق شناخت و عمل به خودت را نسیب تمامی روزه دارانت بفرما...

/ 10 نظر / 14 بازدید
نسترجهان

[گل]سلام مهربان:ممنون از حضور تان: بسيار زيبا و فوق العاده در وصف و زودودن دلهاي غبار الود و حركت بسوي بصيرت و شناخت معرفت الهی و تلنگري به خودايي[گل][خداحافظ]

صبا

سلام دوست عزیز بسیارزیبابود التماس دعا

uranus

ســــــــــــــــلام : خوبی؟ خواهش میکنم مشکلی نیس نماز روزه هات قبول باشه شعر زیبایی بود[گل]

uranus

راستی نتایج کنکورو دادن؟ قبول شدی از کارشناسی؟

باد مهربان

دوست عزيز انساني خلاق به جهان پا مي گذارد و به زيبايي جهان مي افزايد .... ترانه اي اينجا، نقاشي ديگري آنجا. لذت را افزون عشق را ژرفتر و مكاشفه را نيكوتر پيش مي برد. و آنگاه كه اين جهان را ترك مي گويد جهاني زيباتر از خود بجاي نهاده است. آفريننده باش. اينكه اكنون چه مي كني مهم نيست. از بسياري از كارها گريزي نيست.

دلداده

سلام دوست عزیز خوبی ؟ طاعات و عباداتت قبول درگاه حق ... این شعر رو یه بار توی وبلاگ خانوم معلم عزیزم خونده بودم . خیلی قشنگه . دستت درد نکنه [لبخند]

دلداده

راستی ، مرسی که اومدی [لبخند][گل]

133

سلام {۲} توصیف حال منتظر باید مثل یه منتظر واقعی زندگی کرد ... اگه واقعا منتظر آقا هستی آیا خودت را آماده حضور و ظهور مولا کردی ؟؟؟ نمی شود هر کسی که خودش را عاشق و دوستدار مولا خواند را جزو منتظران دانست ... یکی از این افراد مثل 133 (خودم را میگم) مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید حال میخواهم خودم را جزو منتظران قرار بدم ، چه کارهایی باید انجام بدهم ؟؟؟ اللهم عجل لوليك الفرج منتظر حضورت در وب 133 هستم یا مهدی s133.blogfa.com

نازنین و سعیده

[گل]این روزها که همه چشم انتظار ظهور تواند.. این روزها که همه از هم خسته شده اند و بدنبال گوشه ی دنجی برای تنهایی های خویشتن هستند......من نیز انتظارت میکشم.....من نیز خسته از سنگها و سیمانه و گوشه گیر از دلهای سربی و چشمهای ته استکانی انتظارت میکشم.من نیز همانند پرنده هایی که به سوی مسجد زیبایت پر میکشند ..به سویت بال میگشایم... اگر پذیرایم هستییی با بذرهایی از امیدو شادی مرا در بزم خویش جای ده..و بغض نگاهم را خریدار باش که التماست میکند...((مهدی جان بیا))[گل] خسته نباشی داداشییییی..[قلب] آپم...........بهار را ورق بزن.......